الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
416
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
فدنا لينظر اين لاح فلم يطق * نظرا إليه و رده سجانه فالنار ما اشتملت عليه ضلوعه * و الماء ما سحت به اجفانه ثم استعاذ من القبيح و رده * نحو العزاء عن الصبا ايقانه و بدا له ان الذي قد ناله * ما كان قدره له ديانه حتى استقر ضميره و كأنما * هتك العلائق عامل و سنانه يا قلب لا يذهب بحملك باخل * بالنيل باذل تافه منانه يعد القضاء و ليس ينجز موعدا * و يكون قبل قضائه ليانه خذل الشوى حسن القوام مخصر * عذب لماه طيب أردانه و اقنع بما قسم الإله فأمره * ما لا يزال عن الفتى اتيانه و البؤس فان لا يدوم كما مضى * عصر النعيم و زال عنك اوانه [ 1 ] « دلم به شور افتاد و غمهايش بازگشت و از هر سو ، اطرافش متراكم شد و پس از آن كه زخم غمهاى دل رو به بهبود نهاد ، پرتوهاى اميد ، شب هنگام درخشيدن گرفت آن درخشش چون حاشيهء عبا بود و در مقابلش گرفتاريها ، سخت و ريشه دار بود نزديك شد تا ببيند كه اين درخشش از كجاست اما نتوانست ببيند و زندانبانها او را بازگرداندند پس اين آتش زواياى قلب او را در خود گرفت و آب است كه از پلكهاى چشمش فرو مىريزد آنگاه از كار زشتش به خدا پناه برد ، و مقام يقين و ايمانش او را از حالت نگرانى به استقامت گرداند و براى او معلوم شد كه آنچه بر سر او آمده همان است كه خداوند مقرر فرموده بود تا اين كه دلش آرام گرفت و گويا عقدهها را سنان و سرنيزهاى از هم شكافت
--> [ 1 ] مقاتل الطالبيّين : ص 601 - 602 .